تفریح و لذت برای زندگی انسان‌، حکمی شبیه به ادویه‌ها و چاشنی‌های غذا دارد.

تصور کنید که از مرغ‌ فروشی محله یک کیلو فیله‌ مرغ بسیار خوب خریده‌اید. وقتی به خانه می‌رسید، یک ظرف آب، جوش می‌آورید و فیله‌ها را بدون هیچ افزودنی دیگری -حتی چند حلقه پیاز- در آب می‌ریزید.

نیم ساعت دیگر که سراغ مرغ‌ها می‌آیید و درِ ظرف را باز می‌کنید، فیله‌ها به‌خوبی آب‌پز شده‌اند. حالا می‌توانید آن‌ها را بخورید. درست است که این مرغِ تازه و مرغوبی بود؛ اما آیا رغبت می‌کنید، مرغ آب‌پز بدون هیچ چاشنی را بخورید؟

شما می‌توانید غذایی درست کنید که از مواد اولیه‌ خیلی خوبی تهیه شده باشد و بدون ادویه هم خواص خوبی داشته باشد که شما را سیر کند؛ اما بدون ادویه، غذای پرخاصیت شما، دل‌پذیر نخواهد بود.

تصور کنید یک زندگی بسیار موفق برای خودتان ساخته‌اید که در آن همه‌چیز به جز تفریح و لذت وجود دارد. این نوع زندگی را می‌توان دقیقاً مثال چنین غذای پرخاصیت ولی بی‌مزه است.

تفریح
مرد غمگینی که سرش را به دستش تکیه داده و از نبود تفریح در زندگی رنج می‌برد.

زندگی به‌خودی‌خود خوشایند نیست

برای یک دقیقه فکر کنید و روی کاغذ‌ شروع به نوشتن اتفاقات خوبی که موجب خوشحال شدن انسان‌ها می‌شوند، کنید. ازدواج، تولد فرزند، ارتقا شغلی و … لیست خیلی بلندبالایی نمی‌شود.

حالا برای یک دقیقه به تمام اتفاقات بد ممکن در زندگی فکر کنید. از دست دادن عزیزان، بیماری، زلزله، کرونا، فقر، طرد شدن از طرف معشوق و … لیست بلندی را می‌سازند. اگر شما هم مثل همه انسان‌های دیگر باشید، این لیست احتمالاً بسیار بلندتر است.

برای همین است که معتقدیم زندگی به‌خودی‌خود خوشایند نیست.

بودا می‌گوید: «زائیده شدن رنج است؛ پیری رنج است؛ بیماری رنج است؛ مرگ رنج است؛ اندوه، زاری و درد، پریشانی و ناامیدی رنج‌اند. نرسیدن به آنچه شخص دوست می‌دارد رنج است.»

 و در برابر این رنج، وظیفه‌ خودمان است که به شیوه‌ای مسئولانه نیاز مغزمان به لذت را تأمین کنیم. نیاز به تفریح یکی از نیازهای مهم و اساسی هر انسانی است. به‌همین‌دلیل باید تفریح را به‌عنوان چاشنی، به زندگی اضافه کنیم تا بتوانیم زندگی سالم و مؤثری داشته باشیم.

همچنین از دید روان‌شناسان، موضوع لذت بردن از زندگی و تفریح به‌قدری مهم است که برای درمان مسائل مختلفی -مانند افسردگی، اضافه‌وزن، نگرانی، اضطراب و …- از آن استفاده می‌کنند.

مسیرهای دقیق تجربه لذت در مغز

پژوهشگران مسیرهای دقیق تجربه‌ لذت را در مغز کشف کرده‌اند. آن‌ها نشان داده‌اند که فعالیت‌های مختلف، هرکدام تا چه اندازه مغز را تحریک می‌کنند. به مراکزی در مغز که در هنگام لذت تحریک می‌شوند، مسیر پاداش می‌گویند.

تحریک این نقاط، باعث ترشح مواد شیمیایی مانند دوپامین و سروتونین در مغزمان می‌شوند که وجودشان برای سلامت مغز و احساس شادی لازم و ضروری است. آن‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که مغز برای اینکه به‌درستی کارش را انجام دهد، به این مواد نیاز دارد.

اگر نیاز به تفریح برآورده نشود، چه اتفاقی می‌افتد؟

در حقیقت مغز به‌طور خودکار به‌دنبال روش‌هایی برای تأمین نیازش به لذت می‌رود. حتی اگر این روش‌ها فقط در کوتاه‌مدت مؤثر و مفید باشند و در بلندمدت به ما آسیب بزنند. پرخوری، نوشیدن الکل، استفاده از مواد مخدر، رفتارهای جنسی پرخطر، رانندگی‌های بی‌مهابا، قمار و خیلی کارهای دیگر، تنها بخشی از تلاش‌های مغز انسان‌ها برای تأمین نیاز به لذت هستند.

البته اگر کسی از این روش‌ها برای تأمین نیاز به لذت استفاده نکند، آن‌وقت است که بیماری‌های روانی -مانند افسردگی و رفتارهای اعتیادی- به سراغش می‌آیند. به‌همین‌دلیل است که تأمین نیاز مغز به لذت -به‌صورت درست و مسئولانه- یکی از روش‌های مهم درمان افسردگی و اختلالات دیگر است.

و اما

خیلی از ما نمی‌دانیم که نیاز مغز به لذت و تفریح در واقع یکی از نیاز های اساسی است و اگر آن را برآورده نکنیم، مغزمان دنبال راه‌های جایگزین و ناکارآمد می‌گردد.

برای مثال، همان‌طور که در مقاله «پرخوری عصبی: ارتباط پیچیده بین چاقی‌ و احساسات» توضیح داده‌ام ممکن است به سراغ پرخوری برویم تا این نیاز را به روشی آسان و ارزان و مشروع و البته خطرناک تأمین کنیم.

اگر به این نیاز اهمیت دهیم و تفریح را چاشنی زندگی بدانیم، به سلامت روان بیشتری دست پیدا می‌کنیم.

 

این مقاله قبلاً در سایت باشگاه تغییر، با عنوانی مشابه و با نام خودم منتشر شده است. حق امتیاز تصاویر استفاده‌شده در مقاله هم متعلق به مجموعه باشگاه تغییر است.