یه چیز جالبی که تازگی‌ها کشف کردم اینه که یه سلسله صفت‌هایی برای خودم قائلم که حتی اگه یکی پیگیر بشه و بهم گیر بده که دقیق تعریفش کن، شاید نتونم.
مثلاً همیشه فکر می‌کردم که من آدم ازخودگذشته‌ای هستم که مدام در حال ایثارگری‌ام. شاهدش هم انتخاب شغل روان‌شناس بود.
البته بگم ها، خودم به کمی از این موضوع ناراحتم بودم. فکر می‌کردم زیادی ایثارگرم و این مشکله.
تا این یه دوست زد تو برجکم و گفت اونقدرا هم که فکر می‌کنی این‌طوری نیستی!
گوش‌هام تیز شد و نگاه کردم و دیدم نه تنها من، بلکه همه‌مون یه لیست صفات داریم که چهارچنگولی بهش چسبیدیم و از برداشت خودمون در مورد خودمون زخم می‌خوریم.

یه مثال:

کیه که پیش خودش فکر نکنه من آدم احساسی/حساسی هستم.
شرط می‌بندم بیش‌ترمون نمی‌دونیم تا چه اندازه حساسیت طبیعیه و آیا واقعاً زیادی احساسی/حساس هستیم یا توهمشو داریم.