پرخوری عصبی

داشتم با سرعت عجیبی بشقابم را خالی می‌کردم. به قدری غذا خورده بودم که معده‌ام درد گرفته بود و باز ادامه می‌دادم. ناگهان به خودم آمدم. به خودم گفتم: «سپیده، چی شده؟ چرا این‌طوری غذا می‌خوری؟
کمی مکث کردم. ترسیده بودم. دعوای سختی با برادرم کرده بودم و همین باعث شده بود احساس ترس و ناامنی کنم. قاشق را زمین گذاشتم. پرخوری عصبی راه‌حل مشکلم نبود. این را خوب می‌دانستم.

ما انسان‌ها رابطۀ پیچیده و خاصی با رفتار غذا خوردن داریم. ارتباط پیچیده بین چاقی و احساسات، پدیده بسیار بسیار جذابی است. در این مقاله قصد دارم به‌صورت ساده و کاربردی به بررسی این رابطۀ پیچیده بپردازم.

خوب به این پرسش‌ها دقت کنید و خودتان را در این موقعیت‌ها تصور کنید:

  • شما هم زمانی ‌‌که بی‌حوصله هستید، ممکن است که بارها سراغ یخچال بروید؟
  • چند بار از این به سراغ یخچال رفتن‌ها، شما را به خوردن غذا متمایل می‌کند؟
  • تا‌به‌حال قلب شکسته و ناراحت‌تان را با بستنی یا شیرینی تسلی داده‌اید؟
  •  آیا عادت دارید زمانی ‌که استرس دارید -مثلاً قبل از جلسات مهم کاری یا شب‌های امتحان- چیزی بخورید تا آرام شوید؟

 

ما در طول شبانه روز خود هیجان‌های مثبت و منفی متفاوتی را تجربه می‌کنیم. این هیجانات می‌توانند تأثیر بسیار عمیقی روی ما داشته باشند. زمانی که هیجانی در ما شکل می‌گیرد، از وضعیت طبیعی خود دور می‌شویم. از طرفی در زمان تجربۀ هیجانات مختلف، آسیب‌پذیرتر و حساس‌تر هستیم و تصمیم‌گیری صحیح برایمان سخت‌تر می‌شود.

علاوه بر این ها، بدیهی است که همهۀ ما در مواجهه با هیجانات‌، قدرت مشابهی نداریم. برخی به‌سرعت از یک هیجان مثبت یا منفی به حالت طبیعی برمی‌گردند. درحالی‌که ممکن است برخی دیگر به‌ راحتی توان کنترل هیجانات را نداشته باشند.

نکتۀ مهم در مورد ارتباط پیچیده بین چاقی و احساسات اینجا خودش را نشان می‌دهد:

وقتی نیاز داریم که هیجان‌هایمان را مدیریت کنیم، بعضی از ما از غذا، به‌عنوان یک منبع آشنا و لذت‌بخش، کمک می‌گیریم. 

چاقی‌ و احساسات رابطه‌ای بسیار پیچیده ای دارند. وقتی با هیجانات منفی مثل ناراحتی، بی‌حوصلگی یا اضطراب درگیر هستیم، “بیشخوری” یا همان پرخوری عصبی بسیار رایج است. البته بیش‌خوری در زمان تجربه هیجانات مثبت (مثلاً زمانی‌ که می‌خواهیم ارتقای شغلی خود را جشن بگیریم) نیز می‌تواند رخ دهد.

 

در ارتباط پیچیده بین چاقی‌ و احساسات بحث “محرک‌های هیجانی” به میان می‌آید که به سه دسته تقسیم می‌شوند:

۱. پرخوری ناشی از هیجان منفی یا همان پرخوری عصبی

به دسته‌ای از هیجانات که سبب بروز حالت‌های دردناک و منفی می‌شوند، هیجانات منفی گفته می شود. غم، اضطراب، خستگی و عصبانیت ازجمله هیجانات منفی بسیار رایجی هستند که باعث پرخوری عصبی می‌شوند.

تصور کنید دو هفته‌ی دیگر قرار است امتحان بسیار مهمی برگزار شود که نتیجه ی آن در سرنوشت‌ شما تأثیر زیادی دارد. از طرفی افکار و احتمالات مختلفی به ذهن‌تان می‌رسد:

شاید در این امتحان قبول نشوم!

شاید روز امتحان آنقدر مضطرب باشم که چیزی یادم نیاید!

شاید دیر به جلسه ی امتحان برسم!

در چنین شرایطی احتمال زیادی وجود دارد که ناخودآگاه به سراغ یخچال رفته و هر چیزی که در آن باشد(حتی اگر خیلی هم آن را دوست نداشته باشید) نوش جان کنید. در واقع دیده می شود که افراد در این مواقع از”خوردن”، به‌عنوان راهی برای کنترل هیجان خود استفاده می‌کنند.

اما آیا خوردن در چنین شرایطی سودی دارد؟

بسیاری از خوراکی‌ها -به‌ دلیل داشتن مواد مختلفی مانند کافئین یا قند- برای مدت کوتاهی خُلق ما را بهتر می‌کنند و باعث احساس آرامش و تسکین ما خواهند شد.

بنابراین باید بگوییم که پرخوری عصبی، متأسفانه راه کارآمدی برای بهتر کردن حال ماست. با این حال، این تسکین و آرامش تنها تا زمانی ادامه پیدا می‌کند که در حال خوردن باشیم.

پرخوری عصبی
مرد ناراحتی که در حال پرخوری عصبی است

۲. پرخوری ناشی از هیجانات مثبت

معمولا بعد از یک اتفاق خوش، آن را جشن می گیریم. درست است؟ برای جشن گرفتن چه کار می‌کنیم؟

ما انسان ها اغلب دوست داریم لحظات خوشایند زندگی خود را با فعالیت‌های خوشایند دیگری همراه کنیم. خوردن غذا -به‌عنوان رفتاری لذت‌بخش- از جمله فعالیت های خوشایندی است که اتفاق می افتد. در این مواقع هیجانی که به علت روحیه و انرژی بیشتر، بی‌توجه‌تر از همیشه هستیم که احتمالا به سمت بیش‌خوری می رویم.

از نقطه نظر علمی، رفتارِ خوردن باعث فعال شدن نواحی پاداش در مغزمان می‌شوند. در واقع این فعال شدن نواحی پاداش در مغز است که تجربه‌ی لذت ناشی از یک هیجان مثبت را بیشتر می‌کند. به همین دلیل است که در اغلب مهمانی‌ها، معمولا اولین نکته‌ای که ذهن میزبان را به خودش درگیر می‌کند، این است که آیا مهمان‌ها غذا را دوست داشته‌اند یا خیر.

۳. احساس گناه

جالب است بدانید که گاهی اوقات آنچه که باعث بروز و تقویت رفتار بیش‌خوری می‌شود، احساس گناه ناشی از بیش‌خوری‌های گذشته است.

بسیار رایج است که افراد پس از پرخوری یا خوردن غذا در هنگام سیری، دچار احساس گناه و پشیمانی شوند. همین باعث می‌شود که برای بهتر شدن حال خود، دوباره دست به دامن پرخوری عصبی شوند.

این احساس می‌تواند باعث بروز هیجانات منفی دیگر شود که چرخه ی ولع ناشی از هیجانات منفی را فعال می‌کند. در این جالت فرد به سمت خوردن بیشتر سوق داده می شود. زمانی که شما از پرخوری احساس بدی دارید، افکاری شبیه این از ذهن‌تان می‌گذرد:

وای من چقدر بی‌عرضه‌ام!

بازهم نتوانستم جلوی پرخوری خودم را بگیرم

و …

همین افکار هستند که باعث می‌شوند حال بدی پیدا کنید و خودتان را کمتر دوست داشته باشید. وقتی حال بدی پیدا می‌کنیم، یکی از اولین گزینه‌هایی که برای بهتر شدن این حال بد به ذهن‌ می آید، خوردن یک دل سیر غذا است. به‌صورت کلی احساس گناه ناشی از پرخوری، به پرخوری دوباره منجر می‌شود.

امیدوارم که خواندن این مقاله و دانستن ارتباط پیچیده بین چاقی و احساسات به شما کند تا در مواقع لازم راحت‌ترخودتان را ببخشید.

به خودتان یادآوری کنید که پرخوری عصبی شما یا هر نوع دیگری از بیش‌خوری، حتماً دلیلی داشته است. 

بهترین کار بعد از یک جلسه بیش‌خوری این است که خودتان را با شفقت و بدون سرزنش تحلیل کنید و ببینید که چرا این کار را کرده‌‌اید. و بعد برای اصلاح این سبک غذا خوردن برنامه‌ریزی کنید.

اگر این مقاله را دوست داشتید، پیشنهاد می‌کنم که به مقالۀ «پرخوری ناشی از باورها» هم سری بزنید.

 

این مقاله قبلاً در سایت باشگاه تغییر، با عنوانی مشابه و با نام خودم منتشر شده است. حق امتیاز تصاویر استفاده‌شده در مقاله هم متعلق به مجموعه باشگاه تغییر است.